پایان نامه ارشد تربیت بدنی: مقایسه کیفیت زندگی و هوش هیجانی و سلامت روانی کارکنان پایور ورزشکار و غیر ورزشکار ارتش جمهوری اسلامی ایران

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع ارشد تربیت بدنی و علوم ورزشی

گرایش : مدیریت و برنامه ریزی در تربیت بدنی

عنوان : مقایسه کیفیت زندگی و هوش هیجانی و سلامت روانی کارکنان پایور ورزشکار و غیر ورزشکار ارتش جمهوری اسلامی ایران

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد تهران مرکزی

دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد(M.A)

گرایش: مدیریت و برنامه ریزی در تربیت بدنی

عنوان:

«مقایسه کیفیت زندگی، هوش هیجانی و سلامت روانی کارکنان پایور ورزشکار و غیر ورزشکار ارتش جمهوری اسلامی ایران»

استاد راهنما:

دکتر علی زارعی

استادان مشاور:

دکتر محمدرضا اسمعیلی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب:

فصل 1: طرح تحقیق…………………………….. 1

1-2- بيان مسئله……………………………… 4

1-3- ضرورت و اهميت پژوهش………………………………… 8

1-4- اهداف تحقیق………………………………. 9

1-4-1- هدف کلی………………………………. 9

1-4-2- هدف‌های ويژه……………………………… 9

1-5- فرضیه‌های تحقیق………………………………. 9

1-6- پيش فرض‌های تحقیق………………………………. 10

1-7- محدودیت‌های تحقیق………………………………. 10

1-7-1- محدودیتهای خارج از کنترل محقق………………………………. 10

1-7-2- محدودیتهای در اختیار محقق……………………………… 10

1-8- تعريف مفهومي واژه‌ها و اصطلاحات……………………………….. 10

فصل 2: مبانی نظری و پیشینه تحقیق……………………………..11

2-1- مبانی نظري………………………………. 13

2-1-1- کیفیت زندگی……………………………… 13

2-1-2- تاریخچه کیفیت زندگی………………………………. 19

2-1-3- تعاریف موجود از کیفیت زندگی………………………………. 21

2-1-4- ارتباط کیفیت زندگی با سلامتی………………………………. 24

2-1-5- ابعاد کیفیت زندگی………………………………. 25

2-1-6- اصول اساسی در ارتباط با کیفیت زندگی………………………………. 29

2-1-7- سنجش کیفیت زندگی………………………………. 30

2-1-8- عوامل موثر بر کیفیت زندگی……………………………… 32

2-1-9- ویژگی‌های کیفیت زندگی………………………………. 32

2-1-10- کیفیت زندگی به عنوان مفهومی نسبی………………………………. 33

2-1-11- هویت و کیفیت زندگی………………………………. 34

2-1-12- رویکردهای مختلف به مفهوم کیفیت زندگی………………………………. 34

2-1-13- مطالعه علمی کیفیت زندگی………………………………. 50

2-1-14- مدیریت کیفیت زندگی………………………………. 52

2-1-15- بهزیستی بدنی/ سلامت جسمانی و کیفیت زندگی……………………………… 55

2-1-16- سلامت روانی………………………………. 59

2-1-17- تعریف سلامت روان………………………………. 60

2-1-18- ویژگیهای سلامت روان………………………………. 62

2-1-19- یازده مولفه کلیدی سلامت……………………………….. 63

2-1-20- بهداشت روان………………………………. 65

2-1-21- اصول بهداشت روانی………………………………. 67

2-1-22- خصوصیات افراد دارای سلامت روانی…………………. 68

2-1-23- عوامل موثر در تامین سلامت روان………………………. 70

2-1-24- نظریات مرتبط با سلامت روانی……………………….. 70

2-1-25- بهزیستی روانشناختی………………………………. 76

2-1-26- هوش هیجانی………………………………. 78

2-1-27- انواع هوش………………………………… 78

2-1-28- هيجان و اجزاء آن………………………………. 79

2-1-29- تعريف هوش هيجاني………………………………. 80

2-1-30- تاریخچه هوش هیجانی………………………………. 84

2-1-31- مولفه هاي هوش هيجاني………………………………. 87

2-1-32- ویژگی افرادی که هوش هیجانی بالا دارند…………… 89

2-1-33- مدل‌های هوش هيجاني………………………………. 92

2-1-34- ابعاد هوش هيجاني در مدل توانايي……………….. 93

2-1-35- مدل بار – آن………………………………. 94

2-1-36- مدل دانيل گلمن………………………………. 96

2-1-37- هوش هيجاني و هوش شناختي…………………. 98

2-1-38- رهنمودهاي لازم براي موفقيت برنامه‌های هوش هيجاني………….. 100

2-1-39- آموزش هوش هيجاني………………………………. 100

2-1-40- کاربرد هوش هیجانی………………………………. 101

2-1-41- آموزش و يادگيري هوش هيجاني در سازمان……………………. 104

2-1-42- عملکرد هوش هيجاني در سازمان………………………………. 106

2-1-43- نقش هوش هيجاني در زندگي………………………………. 107

2-1-44- نمودهاي هوش هیجانی در محيط كاري………………… 108

2-1-45- هوش هيجاني و عملكرد اثر بخش……………………….. 109

2-1-46- هوش هیجانی در محیط کار……………………………… 110

2-1-47- سن و هوش هیجانی………………………………. 110

2-1-48- هوش هيجاني در ورزش………………………………… 111

2-2- پیشینه‌ی تحقيق……………………………….113

2-2-1- تحقیقات داخلی………………………………. 113

2-2-2- تحقیقات خارجی………………………………. 124

2-2-3- جمع بندی………………………………. 130

فصل 3: روش شناسی تحقیق……………………………….. 131

3-1- مقدمه……………………………… 132

3-2- روش تحقيق………………………………. 132

3-3- جامعه آماري و روش نمونه گیری و حجم نمونه…………… 132

3-4- متغیرهای تحقیق………………………………. 133

3-5- ابزار جمع آوری اطلاعات……………………………….. 133

3-6- روش‌های تجزیه و تحلیل داده‌ها ……………………………..136

فصل 4: تجزیه و تحلیل داده های تحقیق………………………. 137

4-1- مقدمه……………………………… 138

4-2- آمار توصیفی متغیرهای تحقیق………………………………. 139

4-2-1- سن………………………………. 139

4-2-2- وضعیت تأهل………………………………. 140

4-2-3- وضعیت تحصیلی………………………………. 141

4-2-4- سابقه کار……………………………… 142

4-2-5- وضعیت تغذیه……………………………… 143

4-2-6- سابقه بیماری منجر به بستری شدن………………………………. 144

4-2-7- وضعیت ورزشکار بودن نمونه های تحقیق…………………….. 145

4-2-8- آمار توصیفی متغیر کیفیت زندگی………………………………. 146

4-2-9- آمار توصیفی متغیر هوش هیجانی……………………………… 151

4-2-10- آمار توصیفی متغیر سلامت روانی………………………….. 154

4-3- آمار استنباطی و آزمون فرضیه های تحقیق…………………. 157

4-3-1- فرضیه اول………………………………. 160

4-3-2- فرضیه دوم……………………………… 163

4-3-3- فرضیه سوم……………………………… 165

فصل 5: خلاصه، بحث و نتیجه گیری، پیشنهادها…………… 167

5-1- مقدمه……………………………… 168

5-2- خلاصه تحقیق………………………………. 168

5-3- بحث و نتیجه گیری………………………………. 172

5-4- پیشنهادهای برخاسته از تحقیق………………………………. 179

5-5- پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی………………………………. 181

منابع و مآخذ………………………………. 182

پیوست ها و ضمائم………………………………. 194

چکیده:

هدف از این تحقیق مقایسه کیفیت زندگی، هوش هیجانی و سلامت روانی کارکنان پایور ورزشکار و غیر ورزشکار ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که با روش تحقیق توصیفی- مقایسه ای به صورت میدانی به اجرا درآمد. جامعه آماری این تحقیق را کلیه کارکنان پایور ارتش جمهوری اسلامی ایران شاغل در ستاد مشترک ارتش تشکیل می دادند. براساس روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای نمونه گیری و براساس فرمول نمونه گیری کوکران 254 نفر از کارکنان پایور ارتش جمهوری اسلامی به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع­آوری اطلاعات از پرسشنامه کیفیت زندگی SF_36، پرسشنامه هوش هیجانی بردبری و گریوز و پرسشنامه سلامت عمومی(GHQ) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون­های استنباطی K-S و آزمون t مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین کیفیت زندگی در کارکنان ورزشکار و غیر ورزشکار وجود دارد (01/0p<). همچنین در بین ابعاد کیفیت زندگی؛ بین کارکنان ورزشکار و غیر ورزشکار در عملکرد فیزیکی، محدودیت نقش ناشی از مشکلات احساسی، احساس حیات، سلامت روانی، سلامتی عمومی، بُعد جسمانی و بُعد روانی، تفاوت معنی­داری وجود دارد(01/0p<)؛ اما در ابعاد محدودیت نقش ناشی از سلامت جسمانی، عملکرد اجتماعی، و درد بدنی بین کارکنان پایور ورزشکار و غیر ورزشکار تفاوت معنی داری مشاهده نمی­شود(05/0p>). تفاوت معناداری بین تمامی ابعاد هوش هیجانی در کارکنان ورزشکار و غیر ورزشکار وجود دارد(01/0p<). در نهایت تفاوت معناداری بین سلامت روانی در کارکنان ورزشکار و غیر ورزشکار وجود دارد(01/0p<). همچنین در بین ابعاد سلامت روانی؛ بین کارکنان ورزشکار و غیر ورزشکار در علائم اجتماعی و افسردگی تفاوت معنی­داری وجود دارد(01/0p<)؛ اما بین کارکنان ورزشکار و غیر ورزشکار در اختلال در عملکرد اجتماعی و اضطراب و بی خوابی تفاوت معنی داری وجود ندارد(05/0p>).

فصل اول: طرح تحقیق

1-1- مقدمه

پیشرفت­های زیادی در زمینه بهداشت در سطح جهانی طی قرن بیستم، حاصل گردید، با این وجود عوامل ابتلاء و مرگ و میر از وضعیت­های حاد و مرگ و میرهای زودرس ناشی از بیماری عفونی به وضعیت­های مزمن و ناتوان کننده تغییر یافته­اند. بیماری­های جدید کیفیت زندگی[1] افراد را به شدت تحت تأثیر قرار می­دهند؛ چرا که اختلالات مزمن اغلب کشنده نیستند؛ بلکه وضعیت سلامت و کیفیت زندگی را کاهش می­دهند(سازمان جهانی بهداشت،2003).در حال حاضر،دیدگاه آدمی نسبت به زندگی تغییرات چشمگیری یافته است، به طوری كه فقط حفظ زندگي به شكل معمول، مطلوب تلقي نمی‌شود؛ بلكه برای ارتقاء جنبه‌های مختلف كيفيت زندگي تلاش بسیار زیادی انجام می‌گیرد(احمدی، سالار و فقیه زاده، 1383). اين موضوع به معناي برداشت مشابه افراد و فرهنگ‌های مختلف از كيفيت زندگي نيست؛ با اینکه در مورد مفهوم کیفیت زندگی توافق کلی وجود دارد،ولی در عين حال افراد از كيفيت زندگي برداشت‌های مختلفی می‌نمایند. به همین دلیل، الگوهاي متعددي از كيفيت زندگي مطرح شده‌اند كه همپوشي زیادی با هم دارند و تمايزهايي نيزدر بین آنها مشاهده می‌شود. برخي از الگوها بر سازه‌های شخصيتي به عنوان واسطه‌ها تكيه می‌کنند؛اما برخي كارآمدي اجتماعي افراد را مهمتر می‌دانند. باز خواني مفاهيم متعدد كيفيت زندگي منجر به ارائه تعريفي از سوي گروه كيفيت زندگي سازمان بهداشت جهاني[2] شده است. اين تعريف براي درك فرد از موقعيت خود در بافتي از نظام‌های فرهنگي و ارزشي و در ارتباط با هدف‌ها، انتظارات و استانداردها و علاقه مندي آنها ارائه شده است. در اين نگاه كيفيت زندگي، مفهومي فراگير است كه سلامت جسمانی، رشد شخصي، حالات روان شناختي، میزان استقلال، روابط اجتماعي و ارتباط با محيط را در بر می‌گیرد که مبتنی بر ادراك فرد از این ابعاد است. در واقع كيفيت زندگي در برگيرنده ابعاد عيني و ذهني است كه در تعامل با يكديگر قرار دارند. از سوي ديگر بايد توجه داشت كه كيفيت زندگي مفهومي پويا است؛ چون ممکن است ارزش‌ها، نیازها و نگرش‌های فردی و اجتماعی در طي زمان در واكنش به رويدادها و تجارب زندگي دگرگون شوند، همچنين هر بعد از كيفيت زندگي می‌تواند آثار قابل ملاحظه‌ای بر سایر ابعاد زندگی بگذارد(Newa & Taylor, 1992). با اینکه كيفيت زندگي، مفهومی پيچيده و چندگانه است؛ ولي مورد توجه سازمان‌های خدمات رفاهی و اجتماعی، محققان و اندیشمندان علوم اجتماعی،روان شناسی،بهداشت، پزشکی و تربیت بدنی قرار گرفته است. هر چند؛ ارزشيابي و كمي كردن آن كاري دشوار است، ولی تلاش‌های علمی زیادی در این زمینه انجام می‌گیرد. بنابراین بررسی كيفيت زندگي از چند جنبه بسیار اساسی است. نخست اينكه نشانگر ارزيابي مناسبي از خدمات و برنامه‌هایی است كه به منظور بالا بردن كيفيت زندگي افراد و گروه‌های مختلف اجتماعی تنظيم شده است. از طرف دیگر، اندازه گيري كيفيت زندگي وسیله مهمي براي ارزيابي اثر بخشي سیاست گذاری‌ها و تمهیدات بهداشتی،تفریحی، دارويي و غیره است. علاوه بر کیفیت زندگی، میزان سلامت روانی افراد و نحوه تعاملات آنها که متأثر از هوش هیجانی آن‌هاست، از جمله متغیرهای روانی مهمی هستند که در دهه‌های اخیر مورد توجه محققان قرار گرفته‌اند. سلامت روانی به عنوان وضعیت رفاه و بهبود در وضعیت روانی تعریف شده که طی آن فرد می­تواند توانایی­هایی بالقوه خویش را تحقق بخشد، با استرس‌های معمولی در زندگی مقابله کرده و به شکل سازنده­ای به کار و فعالیت بپردازد و در اجتماعی که به آن تعلق دارد نقش موثرتری ایفا کند(Landers, 2005). سلامت روانی را می‌توان براساس تعریف کلی و وسیع‌تر تندرستی تعریف کرد. طی قرن گذشته ادراک ما از تندرستی به طور گسترده‌ای تغییر یافته است. عمر طولانی‌تر از متوسط، نجات زندگی انسان از ابتلاء به بیماری‌های مهلک با کشف آنتی بیوتیک ها و پیشرفت‌های علمی و تکنیکی در تشخیص و درمان، مفهوم کنونی تندرستی را به دست داده که نه تنها بیانگر نبود بیماری است. بلکه توان دستیابی به سطح بالای تندرستی را نیز معنی می‌دهد. چنین مفهومی نیازمند تعادل در تمام ابعاد زندگی فرد از نظر جسمانی، عقلانی، اجتماعی، شغلی و معنوی است. این ابعاد در رابطه متقابل با یکدیگرند، به طوری که هر فرد از دیگران و از محیط تاثیر می‌گیرد و بر آنها تاثیر می‌گذارد. بنابراین سلامت روانی نه تنها نبود بیماری روانی است، بلکه به سطحی از عملکرد اشاره می‌کند که فرد با خود وسبک زندگی‌اش آسوده و بدون مشکل باشد. علاوه بر سلامت روانی، کنترل و مدیریت هیجانات در شرایط خاص یکی از عوامل تعیین کننده در موفقیت افراد است. این شرایط به ویژه برای افراد نظامی که انتظار می‌رود در شرایط بحرانی از خود واکنش‌های مطلوب نشان دهند، اهمیت دو چندانی می‌یابد. گلمن[3] نیز هوش هیجانی را ظرفیت برای برانگیختن خود، سازمان دادن احساسات خود و دیگران، همچنین مدیریت کردن هیجان­ها در خود و در روابط با دیگران تعریف کرده­اند (قنبری، 1385). بنابراین شناخت عواملی می‌تواند به ارتقاء هوش هیجانی کمک کند، می‌توان برای برنامه ریزی و ساماندهی نیروها بسیار مفید است. از این رو این تحقیق در پی آن است که بررسی کند که بین کیفیت زندگی، سلامت روانی و هوش هیجانی کارکنان پایور ورزشکار و غیر ورزشکار ارتش جمهوری اسلامی تفاوت وجود دارد یا خیر؟

2-1- بیان مسأله

امروزه مسأله ارتقاء سلامت افراد و فعال ماندن آنها در سنین بالا، مسئله جدی تلقی شده و دیگر به عنوان یک مفهوم تجملی مطرح نیست. افزایش طول عمر افراد این توقع را در آنان به وجود آورده است که سال­های بیشتری را در سلامت و فعالیت سپری نمایند، به نحوی که این مسأله، متصدیان را بر آن داشته است تا واژه امید به زندگی را با مفهوم امیدواری به زندگی سالم«نه به مفهوم نبود بیماری بلکه به معنای زندگی بدون محدودیت عملکردی» جایگزین نمایند(تابش، 1385). چالش اصلی بهداشت در قرن بیستم«زنده ماندن» بود و چالش قرن حاضر«زندگی با کیفیت بهتر» می‌باشد. امروزه با توجه به افزایش شاخص طول عمر و امید به زندگی، مسئله مهم­تری تحت عنوان چگونه گذراندن عمر و به عبارتی کیفیت زندگی[1] مطرح شده است، که پرداختن به این موضوع ذهن صاحب­نظران و محققین در امور ورزش و تربیت بدنی را به خود جلب کرده است(احمدی، سالار و فقیه زاده، 1383، Resnick et al, 2008). بازخوانی مفاهیم متعدد كيفيت زندگي منجر به ارائه تعریفی از سوي گروه كيفيت زندگي سازمان جهانی بهداشت[2] شده است. اين تعریف براي درك فرد از موقعیت خود در بافتی از نظام­هاي فرهنگی و ارزشی و در ارتباط با هدف­ها، انتظارات و استانداردها و علاقه­مندي آنها ارائه شده است. در اين نگاه كيفيت زندگي مفهومی فراگیر است كه سلامت جسمانی، رشد شخصی، حالات روان شناختی، میزان استقلال، روابط اجتماعی و ارتباط با محیط را در بر می­گیرد که بر ادراک فرد از این ابعاد نیز مبتنی است. در واقع كيفيت زندگي در برگیرنده ابعاد عيني و ذهنی است كه در تعامل با يكديگر قرار دارند. از سوي دیگر باید توجه داشت كه كيفيت زندگي مفهومی پویا است؛ چون ممکن است ارزش‌ها، نیازها و نگرش‌های فردی و اجتماعی در طی زمان در واکنش به رویدادها و تجارب زندگي دگرگون شوند. همچنین هر بعد از كيفيت زندگي می‌تواند آثار قابل ملاحظه­اي بر سایر ابعاد زندگی بگذارد(Newa & Taylor, 1992). به بیانی دیگر کیفیت زندگی بیانگر اثرات عملکردی عدم سلامتی و بر آینده‌ای آن بر درک فرد از جنبه‌های جسمانی، روانشناختی و اجتماعی زندگی فردی است(موسوی، 1381). لندرز[3](2005) سلامتی روان را به شرح زیر تعریف می‌کنند. سلامت روان شامل توانایی زندگی کردن همراه با شادی، بهره وری و بدون وجود دردسر است. سلامت روان مفهوم انتزاعی و ارزیابی نسبی گری از روابط انسان با خود، جامعه و ارزش‌هایش است و نمی‌توان آن را جدای از سایر پدیده‌های چند عاملی فهمید که فرد را به موازاتی که در جامعه به عمل می‌پردازد، می‌سازند. سلامت روان، شیوه سازگاری آدمی با دنیاست، انسان‌هایی که موثر، شاد و راضی هستند و حالت یکنواختی خلقی رفتار ملاحظه گرانه و گرایش شاد را حفظ می‌کنند. سلامت روان عنوان و برچسبی است که دیدگاه‌ها و موضوعات مختلف مانند عدم وجود علایم احساسات مرتبط با بهزیستی اخلاقی و معنوی و مانند آن را در بر می‌گیرد.

برای ارائه یک تئوری در مورد سلامت روان، موفقیت برون روانی کافی نیست باید سلامت درونی روانی را به حساب آوریم. سلامت روان ظرفیت رشد و نمو شخصی می‌باشد. و یک موضوع مربوط به پختگی است. سلامت روان یعنی هماهنگی بین ارزش‌ها، علایق‌ها و نگرش‌ها در حوزه عمل افراد و در نتیجه برنامه ریزی واقع بینانه برای زندگی و تحقق هدفمند مفاهیم زندگی است. سلامت روان، سلامت جسم نیست بلکه به دیدگاه و سطح روانشناختی ارتباطات فرد، محیط اشاره دارد. بخش مرکزی سلامت، سلامت روان است زیرا تمامی تعاملات مربوط به سلامتی به وسیله روان انجام می‌شود. سلامت روان ظرفيت كامل زندگي كردن به شیوه‌ای است كه ما را قادر به درك ظرفیت‌های طبيعي خود می‌کند و به جاي جدا كردن ما از ساير انسان‌هایی كه دنياي ما را می‌سازند، نوعي وحدت بين ما و ديگران به وجود می‌آورد.سلامت روان، توانايي عشق ورزيدن و خلق كردن است، نوعي حس هويت بر تجربه خود به عنوان موضوع و عامل قدرت فرد، كه همراه است با درك واقعيت درون و بيرون از خود و رشد واقع بيني و استدلال(موسوی، 1381). در زمینه ورزش و سلامت روانی[4] قبلاً تصور عموم بر این بود که فعالیت­های ورزشی برای سلامت جسمانی مفید است. امروزه بر این امر توجه شده که ورزش علاوه بر سلامت جسمانی، می‌تواند در ارتقای سلامت روانی نیز موثر باشد. ورزش نقش مهمی در سلامت روانی دارد؛ به طوری که در سال ۲۰۰۲ شعار سازمان بهداشت جهانی «تحرک رمز سلامتی»عنوان شده است(Landers, 2005). براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی سلامت عمومی عبارت است از رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی فرد، که بین این سه جنبه تأثیر متقابل و پویا وجود دارد. بنابراین، سلامت روان به عنوان یکی از ملاک‌های تعیین کننده سلامت عمومی افراد در نظر گرفته می‌شود؛ که مفهوم آن عبارت است از احساس خوب بودن و اطمینان از کارآمدی خود، اتکاء به خود، ظرفیت رقابت، تعلق بین نسلی و خود شکوفایی توانایی‌های بالقوه فکری و هیجانی(World health organization, 2001). کرسینی[5](1999) سلامت روانی را حالت ذهنی همراه با سلامت هیجانی نسبتاً رها شده از نشانه­های اضطراب و ناتوانی در برقراری روابط سازنده، مقابله با خواسته‌ها و محرک­های تنش زای زندگی می‌داند. امروزه نمی­توان نقش کنترل هیجان­ها و جهت دهی به آنها را در داشتن سلامت روانی نادیده گرفت. از یک طرف در مطالعه سلامت روانی جوامع؛ همواره به هیجان­ها و عوامل مرتبط به آنها توجهی ویژه می­شود؛ از طرف دیگر کاربرد هیجان­ها در تعلیم و تربيت و برنامه‌های ياد گيري اجتماعی و ورزشی نیز، امری اجتناب ناپذیر است؛ زیرا در قرن حاضر علاوه بر توجه به رشد شناختی و آموزشی و مهارتی؛ می­بایست به رشد هیجانی افراد توجه نمود و آنها را براي همکاری و مشارکت در تصمیم­گيري هاي مسؤلانه و مقاومت در مقابل فشار گروه همسالان آماده نمود؛ به گونه­ای كه نقش سازنده‌ای در اجتماعی كه روز به روز بر دگرگونی­هاي آن افزوده می‌گردد، به عهده گیرند(حسن علیان، 1384). هوش هیجانی[6] به عنوان نوعی توانایی، عبارت است از ظرفیت ادراک، ابراز، شناخت، کاربرد و اداره کردن هیجان­های خود و دیگران. انتظار می‌رود افرادی که دارای هوش هیجانی بالاتری هستند سازگاری اجتماعی و مهارت­های جتماعی بهتری را نشان دهند(Mayer & salovery, 1997). در حقیقت هوش هیجانی نوعی استعداد عاطفی است كه تعيين می‌کند از مهارت­هاي خود چگونه به بهترین نحو ممکن استفاده كنيم و حتی كمك می‌کند خرد را در مسيري درست بكار گيريم. از نظر گلمن[7](1998) هوش هیجانی ظرفیت ما را در شناخت احساساتمان و احساسات دیگران تعيين می‌کند و كمك می‌کند تا ما در خودمان انگیزش ایجاد كرده و هیجانات خودمان را کنترل و اداره كرده و روابط خودمان را با يكديگر به نظم و حساب درآوريم. در واقع هوش هیجانی شامل توانايي ما در ایجاد مهارت­هاي كافي در به وجود آوردن روابط سالم با دیگران و حس مسئولیت­پذيري در مقابل وظایف می‌باشد. در پرتو اين خصيصه هوش هيجاني علاوه بر افزايش احتمال شناخت صحيح و واقع­بينانه هیجان­ها قدرت پيش بيني و میزان تسلط فرد افزايش می‌یابد و راهبردهای مقابله مؤثری براي مواجهه با موقعیت­هاي استرس زا از جمله استرس‌های محیط کار و اجتماعی به كار می‌رود و ارزيابي فرد را از وقایع پيش آمده افزايش می‌دهد و باعث بالا بردن عملكرد مي­شود. در حالی كه پايين بودن سطوح هوش هيجاني باعث ارزيابي ضعیف و در نتیجه عملكرد پايين فرد می‌شود(Joseph et al, 2005؛ بشارت و همکاران، 1384). هوش هيجاني از طریق خصیصه‌های ادراک هيجاني؛ آسان سازي هيجاني، شناخت هيجاني؛ مديريت هیجان‌ها و با سازوکارهای پيش بيني، افزايش قدرت کنترل و تقویت راهبردهای مقابله کارآمد به فرد كمك می‌کند كه عملكرد خود را بهبود بخشد و باعث افزايش احتمال موفقیت او در زمینه­های مختلف شود. بنابراین هوش هيجاني فاكتوري مهم است كه معلمان باید همزمان با كسب مهارت­ها و توانايي­هاي لازم براي موفقیت در زمینه کاری خود، اين مهارت را نیز پرورش دهند(بشارت و همکاران، 1384). سازمان خدمات بهداشتی و انسانی آمریکا[8]، جهت ارتقاء سلامتی و کیفیت زندگی بر ورزش منظم، عدم مصرف سیگار، اجتناب از مصرف الکل، تغذیه مناسب وایمن سازی متناسب با سن تأکید می‌کند(Lee et al, 2005). تحقیقات نشان داده است که شرکت منظم در فعالیت­های بدنی و ورزش به افراد کمک می­کند تا استقلال و تحرک خود را حفظ کنند، تکرار آسیب­های ناشی از سقوط و افتادن را کاهش دهند، تعادل و هماهنگیشان را بهبود بخشند و بتوانند قدرت و استقامت عضلانی را حفظ کنند و در نهایت از کیفیت زندگی مطلوبی بهره­مند گردند(Michael et al, 2009). سروری خراشاد(1384) طی تحقیقی نشان داد که افراد فعال در مقایسه با افراد غیر فعال در مؤلفه­های سلامت ذهنی عمومی، محدودیت فعالیت بدنی، مشکلات سلامت روانی، عملکرد اجتماعی، درد بدنی، انرژی و احساسات روانی و سلامت عمومی اختلاف معنی­داری دارند و فقط در مؤلفه­های مشکلات سلامت جسمی اختلاف معنی­داری نبود. همچنین کیورنیا؛ تامبورینای و ولکات[9](2010) در تحقیقی که بر روی بیماران انجام داده بودند؛ گزارش کردند که گروه­هایی که در برنامه های تمرین بدنی شرکت کرده بودند؛ در مقایسه با گروه کنترل در ابعاد عملکرد فیزیکی، سلامت عمومی، سرزندگی و احساس حیات و درد بدنی امتیاز بالاتری در ابعاد کیفیت زندگی کسب کرده بودند. همچنین آنها خاطر نشان کردند که فعالیت­های بدنی هوازی و انجام فعالیت بدنی منظم توانایی ارتقاء کیفیت زندگی را دارد. موسسات نظامی به ارتش جمهوری اسلامی كه وظیفه حفاظت از تمامیت ارضی کشور را برعهده دارند، بيشتر متكي به سرمایه‌های انساني بوده و ميزان اثر بخشي آنان تا حدود زيادي به وجود اين نيروهاي سالم و كارآمد بستگي دارد كه از دانش و تخصص بالايي برخوردارند.عوامل گوناگوني وجود دارد كه می‌توانند تخصص و دانش را تحت تاثير خود قرار دهند و به آن لطمه وارد آورند. يكي از مهم‌ترین عوامل اثر گذار فشار رواني و وجود هیجان­های کنترل نشده است كه در نهايت می‌تواند سلامت عمومي و کیفیت زندگی را به خطر اندازد(صادقی بروجردی، 1382). لذا ضرورت ایجاب می­کند که به منظور حفظ اعتبار و ارزش این ارگان و کارکنان آن به عواملی که موجب عملکردهای نامطلوب محیطی، سازمانی و یا فردی می­شوند، توجه نمود تا بتوان درک درستی از آنها به دست آورد و از طریق راهبردهای مناسب این عوامل را کنترل نمود. از طرف دیگر چنانچه که ملاحظه می­شود مدل­های مفهومی «کیفیت زندگی» پدیده­ای نسبتاً جدید هستند که اکثراً همراه با تفکر جدید درمورد اهداف توسعه بوده­اند و اکثر تحقیقات صورت گرفته در زمینه کیفیت زندگی در مورد بیماران و گروه­های درمانی بوده است و کمتر در گروه­های بدون سابقه بیماری و سالم صورت گرفته است. از این رو این پژوهش سعی دارد که با یک بررسی جامع مقایسه کیفیت زندگی، هوش هیجانی و سلامت روانی کارکنان پایور ورزشکار و غیر ورزشکار ارتش جمهوری اسلامی ایران را مورد مطالعه قرار دهد و به سوالات پاسخ دهد که آیا بین سلامت روانی؛ کیفیت زندگی و هوش هیجانی کارکنان پایور ورزشکار و غیر ورزشکار تفاوت وجود دارد؟

[1] . Quality of life

[2] . World Health Organization Quality of life( WHOQOL)

[3] . Landers

[4] . Mental health

[5] . Corsini

[6] . Emotional intelligence

[7] . Golman

[8] . Health and Human Services American

[9] . Courneya , Tamburrini & Woolcott

[1] . Quality of life

[2] . World Health Organization Quality of life( WHOQOL)

[3] – Goleman

تعداد صفحه : 219

قیمت : 14700تومان

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

:        ****       info@elmyar.net

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  **** ***

جستجو در سایت : کلمه کلیدی خود را وارد نمایید :

 
 

مطالب مشابه را هم ببینید

 

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های دانشگاهی است. مطالب مشابه را هم ببینید. برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید

1 پاسخ

بخش دیدگاه ها غیر فعال است.