سمینار برق قدرت : کاربرد برنامه ریزی دینامیکی در تعمیرات نیروگاه ها

متن کامل پایان نامه مقطع ارشد مهندسی برق

با عنوان : روش های برنامه ریزی در تعمیرات و کاربرد برنامه ریزی دینامیکی در تعمیرات نیروگاه ها

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

دانشگاه آزاد اسلامي
واحدتهران جنوب
دانشكده تحصيلات تكميلي
”M.Sc“ سمينار براي دريافت درجه كارشناسي ارشد
مهندسي برق- گرايش قدرت
عنوان:
روشهاي برنامه ريزي درتعميرات و كاربرد برنامه ريزي ديناميكي در تعميرات نيروگاه ها

برای رعایت حریم خصوصی اسامی استاد راهنما،استاد مشاور و نگارنده درج نمی شود

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چكيده
با افزايش مصرف انرژي الكتريكي ، سيستم هاي قدرت نياز به گسترش پيدا كرده و در عين حال
بايد بتوانند انرژي مورد نياز مصرف كنندگان را بطور مطمئن در بيشتر اوقات تامين نمايند. عناصر سيستم
قدرت شامل واحد هاي توليد، خطوط انتقال انرژي، ترانسفورماتورهاي قدرت، مدار شكن ها، كليدها ، مقره
ها، هادي ها و غيره ممكن است در شرايط كار عادي سيستم خراب شوند . خراب شدن عناصر سيستم
قدرت تصادفي مي باشد و در صورتيكه يك عنصر سيستم خراب شود ، طبيعي است كه ميزان باري كه
سيستم افزايش يافته كه (LOLP) بايستي تامين گردد مي تواند كاهش يابد و در نتيجه احتمال قطع بار
اين بيانگر افزايش خاموشي ها در سيستم است . از طرفي از دست دادن يك واحد توليدي يا يك خط انتقال
به سبب خرابي آن باعث مي شود كه شرايط كار عادي سيستم به خطر افتاده و مثلاًسيستم با افت ولتاژ و
افت فركانس مواجه شود كه اين خود باعث مشكلات ديگري خواهد شد و ممكن است كه از نقطه نظر بهره
برداري غير قابل قبول باشد . بدين جهت لازم مي آيد كه عناصر سيستم قدرت را با برنامه ريزي مشخص
تعمير و نگهداري نمود . مسئله تعمير و نگهداري يك مسئله بهينه سازي با محدوديت اس ت و مفاهيمي از
قبيل ترتيب تعمير دستگاههاي مختلف ، طول مدت هر تعمير ، هزينه هاي مطرح درهرتعمير وتاثير
دستگاههاي تحت تعمير در عدم تامين بار و غيره مورد توجه مي باشند . براي اين منظور بايد تاثير تعمير و
نگهداري واحد ها در تامين مطمئن بار با هزينه كمتري بررسي شود . در اين سمينار ضمن بررسي روشهاي
مختلف برنامه ريزي تعميرات ، كاربرد برنامه ريزي ديناميكي در تعميرات نيروگاهها بطور ويژه مورد مطالعه
قرار گرفته است .

مقدمه
بصورت فعلي آن در اوايل دهه 1960 با (UMS) مسئله برنامه ريزي تعمير و نگهداري واحد ها
بهره گيري از روشهاي پيشرفته برنامه ريزي رياضي مطرح و پيگيري شد . با توجه به اينكه براي توزيع
اقتصادي توان، نياز به برنامه ريزي و تعمير و نگهداري واحد ها داريم ، در اين صورت بايستي ابتدا برنامه
ريزي تعمير و نگهداري انجام شده و سپس از آن در برنامه ريزي توليد استفاده شود . بيشتر مسائل بهره
برداري را مي توان به صورت يك مسئله بهينه سازي مطرح نمود كه هدف بهينه سازي تابع معيار آن خواهد
بود . از آنجا كه برنامه ريزي تعمير و نگهداري بصورتهاي متفاوتي امكان پذير است ، بنابراين يك مسئله
بهينه سازي مي باشد كه بايد از بين جوابهاي ممكن ، بهترين جواب انتخاب شود .

بطور كلي هدف از تعمير و نگهداري جلوگيري از خرابي عناصر سيستم جهت اطمينان به عملكرد عادي و
كاهش ريسك سيستم مي باشد. بعلاوه با انجام گستردة تعميرات درطول سال، قابليت اطمينان وهزينه هاي
سوخت و سرمايه گذاري سيستم هاي قدرت ، متاثر از وقفه هاي تعميرات عناصر توليد خواهد شد . بدين
جهت است كه صنايع برق علاقه مند به وارد كردن برنامه ريزي تعمير و نگهداري واحدها بعنوان يك قسمت
از سيستم مديريت انرژي 4مي باشد . برنامه هاي تعمير و نگهداري بهينه مناسب مي توانند هزينه هاي
سرمايه گذاري را كاهش داده بطوريكه با حداقل هزينه بتوان سطوح ذخيره مطمئني براي سيستم بدست
آورد . از طرفي انجام تعميرات در سيستم بدون اشكال نمي باشد . مثلاً با قطع عوامل توليد جهت تعميرات ،
كل ظرفيت نصب شده كاهش يافته كه باعث مي شود ريسك سيستم افزايش يابد . بعلاوه، تعميرات عوامل
توليد، باعث افزايش هزينه توليد خواهد شد. چراكه لازم مي شود واحدهايي با هزينه افزايشي بالاتر وارد
سيستم شده و بار را تامين نمايند. از طرف ديگر تعميرات اضافه، عناصر باعث كاهش توليد سيستم شده و
منجر به قطع برق مشتركين مي گردد كه در نتيجه شاخص هاي قابليت اطمينان سيستم كاهش مي يابند .

هدف برنامه ريزي تعمير و نگهداري واحدهاي توليدي ، تعيين ترتيب بهينه تعمير واحدها و جدول زمان
بندي زماني آنها در طي افق برنامه ريزي است. يك تعمير و نگهداري خوب ، قابليت اطمينان سيستم را
افزايش داده و ضمن كاهش هزينه توليد ، طول عمر هر يك از عناصر سيستم را نيز افزايش مي دهد و
بالاخره نياز به ساخت سيستم هاي جديد را كاهش مي دهد. با تعمير و نگهداري واحد ها احتمال كار كردن
واحد افزايش داده مي شود كه نتيجه آن قطع كمتر بار است . اينجاست كه تصميم گيري در مورد زمان
بهينه تعميرات و نگهداري عناصر سيستم نياز به برنامه ريزي دارد . اين زمان هاي تعميرات اساساً وابسته به
تغييرات فصلي پيك بار است . بدين جهت پيش بيني بار  از مسايل مهم برنامه ريزي تعمير و نگهداري
عناصر سيستم مي باشد.

از آنجا كه سيستم قدرت با فرايند و رخ داد هاي تصادفي نظير عدم قطعيت بار ، عدم قطعيت ميزان سوخت
و هزينة آن ، عدم قطعيت قابليت اطمينان واحد توليد و عدم قطعيت در منابع نيروي انساني مواجه است ،
بنابراين مدلسازي سيستم قدرت در باب برنامه ريزي تعمير و نگهداري عناصر سيستم يك مدلسازي
احتمالي خواهد بود . با توجه با ساختاراساسي بهره برداري سيستم هاي قدرت كه توليد و مصرف بصورت
همزمان انجام ميگيرد، بالا بودن قابليت اطمينان سيستم در صنعت برق بسيار حائز اهميت است . بنابراين
تعمير تجهيزات سيستمهاي قدرت به ويژه تعميرواحدهاي توليد برق بطور قابل توجهي مرتبط با قابليت
اطمينان سيستم بوده و تاثير بسزايي در بهره برداري سيستمهاي قدرت دارد . از اينرو، مسائل مربوط به
تعميرات همواره با مسائل مربوط به قابليت اطمينان همراه بوده و يكي از موضوعات اصلي بررسي هاي
مهندسي در قابليت اطمينان سيستمهاي قدرت مي باشد . در عمل ، در هنگام برنامه ريزي ، طراحي و
مديريت بهره برداري ، برنامه هاي تعميراتي واحدهاي توليدي توجه زيادي را بخود جلب مي كنند . در
روشهاي معمول ، برنامه ريزي تعميرات ( تعميرات پيشگيرانه ) بصورت دوره اي تنظيم مي شود و كارهاي
تعميراتي بعد از بوقوع پيوستن چند خطاي تصادفي صورت مي پذيرد . هدف اصلي اين نوع كارها اينست كه
سيستم دائم در حال كار بوده و تجهيزات مورد نظربدون وقفه مورد بهره برداري قرار گيرند . بعلاوه در اين روش انتظار مي رود كه تعداد خرابي هاي تجهيزات به حداقل برسد تا عمر دستگاهها بيشتر و قابليت
اطمينان و راندمان اقتصادي سيستم بالاتر برود . در نتيجه واحدهاي توليدي براي رسيدن به اين منظور هر
ساله هزينه هاي هنگفتي را متحمل مي شوند.خروج يك واحد توليدي براي تعميرات ، مشكلات عديده اي
را بدنبال دارد و يك برنامه ريزي نا مناسب مي تواند وضعيتهاي نا مطلوبي را بوجود آورد . از نظر اقتصادي ،
در كنار هزينه بسيار زياد تعمير يك واحدتوليدي ، هزينه هاي نهفته ديگري نيز وجود دارد . بعنوان مثال :
بهاي انرژي توليد نشده آن واحد توليدي در خلال تعميرات يا افزايش هزينه توليد وقتيكه يك واحد توليدي
كم بازده جايگزين يك واحد توليدي پر بازده مي شود و همچنين هزينه ظرفيت رزروي كه در خلال
تعميرات واحد مربوطه بايد اضافه شود تا قابليت اطمينان سيستم در حد مطلوب باقي بماند . از نقطه نظر
قابليت اطمينان ، احتمال عدم تامين بار در مدت خروج يك واحد توليدي براي تعميرات ، افزايش مي يابد.
اين مسئله در سيستمهايي كه ميزان ظرفيت رزروشان پايين است بيشتر اهميت پيدا ميكند.

در دو دهه گذشته بررسي روشهاي تئوريك براي برنامه ريزي تعميرات از ديدگاه طراحي سيستم قدرت و
مديريت بهره برداري ، طرفداران زيادي پيدا كرده است . بررسيها و تجربيات نشان داده اند كه برنامه ريزي
تعميرات در واقع يك مسئله بهينه سازي غير قابل اغماض مي باشد . برنامه ريزي اي كه بتواند با در نظر
گرفتن تمامي محدوديتها قابل اجرا باشداصطلاحاً ” برنامه عملي ” يا به آن
مي گويند . از بين تمامي راه حلهاي ممكن راه حل بهينه آن است كه FEASIBLE SCHEDULE
داراي تابع هدف با كمترين مقدار باشد .

تعداد صفحه : 137

قیمت : یازده هزار تومان

 

***

—-

:       

****         baharfile@zoho.com

جستجو در سایت : کلمه کلیدی خود را وارد نمایید :

 
 

مطالب مشابه را هم ببینید

 

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های دانشگاهی است. مطالب مشابه را هم ببینید. برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید

3 پاسخ

ارسال یک پاسخ

می خواهید در گفتگو ها شرکت کنید؟
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *