دانلود پایان نامه ارشد حقوق : نقش و تأثیر اکراه در جرائم مستلزم حد و قصاص

متن کامل پایان نامه مقطع ارشد حقوق گرایش جزا و جرم شناسی

با عنوان : نقش و تأثیر اکراه در جرائم مستلزم حد و قصاص

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

دانشگاه آزاد اسلامي

واحد دامغان

جهت دریافت درجه‌ي کارشناسی ارشد (M.A)

رشته‌ي حقوق جزا و جرم شناسی

عنوان:

نقش و تأثیر اکراه در جرائم مستلزم حد و قصاص

استاد راهنما:

آقای دکتر مهدی ذوالفقاری

استاد مشاور:

آقای دکتر بهنام یوسفیان شوره دلی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی شود

تکه هایی از متن به عنوان نمونه : (ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست

عنوان                                                                                                        صفحه

چکیده1
مقدمه2
بیان موضوع3
سؤالات تحقیق3
فرضیات تحقیق4
پیشینه‌ي تحقیق4
روش تحقیق4
سازماندهی تحقیق4
فصل اول: كليات

مبحث اول: واژه شناسي

 

6

گفتار اول: اکراه در لغت و اصطلاح7
الف: اکراه در لغت7
ب: اکراه در اصطلاح8
گفتار دوم: جایگاه اکراه در متون فقهی و حقوق ایران9
الف: اکراه در فقه اسلامی9
ب: اکراه در قانون جزا12
ج: اکراه در قانون مدنی15
مبحث دوم: شرایط عمومی تحقق اکراه در حقوق ایران 20
گفتار اول: تهدید توسط اکراه کننده21
الف: غیر قانونی بودن تهدید22
ب: فعليت داشتن يا غريب الوقوع بودن تهديد23
ج: ایجاد خوف عقلانی در اکراه شونده

د: قدرت و توانايي مكره بر عملي ساختن تهديدات خود

23

24

گفتار دوم: غیرقابل تحمل بودن اکراه25
الف: ضابطه (معیار) شخصی26
ب: ضابطه (معیار) نوعی26
فصل دوم : نقش و تأثیر اکراه در جرائم مستلزم حد 28
مبحث اول: اکراه به عنوان عامل مشدده‌ي مجازات در حدود29
گفتار اول: تأثیر اکراه در تشدید حد زنا29
گفتار دوم: لزوم یا عدم لزوم وحدت مکره و زانی36
گفتار سوم: تأثیر اکراه در تشدید سایر مجازات های حدی39
مبحث دوم: اکراه به عنوان عامل رافع مسئولیت کیفری در مجازات های حدی 40
گفتار اول: قابلیت اکراه در زنا بر مرد40
گفتار دوم: نقش اکراه در رفع مسئولیت کیفری در مجازات های حدی47
فصل سوم: نقش اکراه در مجازات های مستلزم قصاص56
مبحث اول: اکراه در قتل عمد57
گفتار اول: مستندات فقهي در قتل عمد

الف- كتاب        

ب: سنت        

ج: اجماع          

د: عقل

59

60

62

66

66

گفتار دوم: نظر آيت الله خويي در قتل67
گفتار سوم: نظر آيت الله مرعشي شوشتري در قتل

گفتار چهارم: نظر فقهاي اربعه اهل سنت در اكراه در قتل

مبحث دوم: بررسي نقش و آثار اكراه در قتل از منظر قانون جزا

70

76

78

گفتار اول: اكراه در قتل در قوانين قبل و بعد از انقلاب78
گفتار دوم: قاعده‌ي كلي سبب اقوي از مباشر84
گفتار سوم: اكراه طفل در قتل و ضمان آن87
مبحث سوم: اكراه در جرح و قطع اعضاءِ 91
گفتار اول: رفع مسئوليت از اكراه شونده92
گفتار دوم: مجازات اكراه كننده94
نتيجه گيري96
پيشنهادها99
منابع101
چكيده انگليسي108

چکيده

اكراه به معني وادار كردن ديگري به كاري به زور و تحميل به خلاف خواست شخص مي باشد. اكراه نيز از جمله عوامل رافع مسئوليت كيفري در حقوق جزا و از جمله عوامل رافع مسئوليت ]در بعضي از شرايط[ در حقوق مدني مي باشد. در قانون مجازات اسلامي قانون گذار در ماده ي 54 قانون مذكور به طور كلي به تبعين نقش اكراه در جرايم تعزيري و نيز مجازات اكراه كننده و معافيت اكراه شونده در جرايم اكراهي تعزيري پرداخته است.

اما در بحث حدود به طور كلي ماده‌ي خاصي پيرامون اكراه وضع نگرديده و در ماده ي 150 قانون جديد مجازات اسلامي، قانون گذار اشاره داشته كه در جرايم موجب حد و قصاص طبق مقررات مربوط در آن بخش رفتار خواهد شد. و بايد خاطر نشان شد كه در اكثر جرائم حدي اجراي حدود بر دارا بودن اختيار و قصد مرتكب متوقف گرديده كه در غير اينصورت و انجام جرائم حدي در صورت اكراهي مرتكب معاف از مجازات در نظر گرفته شده است. اما در جرائم مستلزم قصاص قانون گذار در ماده ي 211 قانون مجازات اسلامي از اين قاعده عدول نموده و تنها يك استثناءِ را در پذيرش رفع مسئوليت از مجرم در جرم قتل را پذيرفته است كه اين ديدگاه انعكاس نظر مشهور فقهاي اماميه در شرع مقدس اسلام بوده از آن جهت كه نزد اسلام حرمت قتل نفس انسان داراي آنچنان اهميتي بوده كه هيچ كسي با هيچ ترجيحي نمي تواند جان هم نوع خود را گرفته و از مكافات عمل خويش متواري شود.

از مكافات عمل قافل نشو                 گندم از گندم برويد جو ز جو

کليدواژه ها: اکراه، مکرَه, مکره, عامل رافع مسئوليت، تهديد، حد

 مقدمه

از آنجايي که در بسياری از مواقع انسانها اعمال خود را تحت تأثير فضای اطراف، موقعيت مصالح اجتماعي، مقتضيات مکانی و زمانی خاص انجام می دهند، اين امکان هميشه وجود دارد که گاهاً خويشتن از درون راضی به انجام اعمال ارتکابی نباشند و همينطور در بسياری موارد ممکن است همانند توضيح فوق بسياری اعمالی را که در قانون برای انجام يا ترک آن عمل جرم پيش بينی شده است؛ مرتکب شوند که در نتيجه‌ي خواست و ميل باطنی خودشان نبوده باشد. لذا از اين جهت عقل بشر به اين مسأله حکم می کند که پذيرش اين موضوع از انصاف به دور می باشد زمانی که ما، انسانها را تماماً مسئول رفتاری بدانيم که از آنها سر زده است حتی رفتارهايي که در بعضی شرايط بسيار خاص، مرتکب می شوند. از اين رو می بايست علت تامه‌ي اين رفتارها را مورد بررسی قرار داد تا در صورت عدم تقصير انسان‌ها در موارد اين شکلی، تخفيفاتی در شکل و اندازة مسئوليت آنها قائل گرديد و از آنجايي که اکراه يکی از اين علت‌ها می باشد در اين تحقيق سعی بر آن شده که تمامی ارکان و عناصر اين قاعده را به نقد و بررسی بگذاريم تا آنکه در صورت فقدان قصور افراد در مورد اين عامل رافع مسئوليت، تغييراتی بر آثار مترتب بر آن پديد بياوريم.

بيان موضوع

اکراه را می توان از جمله قاعده‌اي به شمار آورد که نزد فقهای اسلام پذيرفته شده است. اين اصل رافع مسئوليت کيفری ريشه در آيه‌ي 106 سوره‌ي مبارکه‌ي نحل[1] دارد. هدف از بررسی اين اصل در اين تحقيق به زبان بسيار ساده اين می باشد که ما می خواهيم بدانيم که در شرايط و جرائم مختلف اكراهي تکليف اکراه کننده در مورد جرمی که از طرف اکراه شونده به وقوع پيوسته است را مشخص کنيم و بيان کنيم که در شرايطی که فردی به جرمی تحميل می گردد شکل ضمان و مسئوليت آن چگونه می باشد و گاهاً نيز در پی اين مسأله می باشيم که آيا ممکن است که برای فردی که قربانی خواست و اميال فرد اکراه کننده شده است حقوقی قائل شويم و در مجموع اينکه در پی اين مورد می باشيم که شکل مجازات و مسئوليت هر يک از طرفين اکراه کننده و اکراه شونده و قربانی جرم چگونه بايد به اجراء گذاشته شود تا اينکه با توجه به انصاف و موازين عقلی حقی از کسی زايل نگردد.

سؤالات تحقيق

  1. آيا اکراه را می توان به عنوان عامل رفع مسئوليت به حساب آورد يا جايگاه اين قاعده در جاي ديگري است؟
  2. آيا هميشه بايد مجازات اکراه شونده را در انجام جرم به اکراه کننده بار نمود يا خير؟

فرضيات تحقيق

1- در اين تحقيق اثبات شده است که اکراه هميشه به عنوان يک عامل رافع مسئوليت قابل پذيرش می باشد چون که در بحث اکراه هميشه جرم ارتکاب يافته از طرف اکراه شونده فاقد اختيار و قصد می باشد و لذا رافع مسئوليت بودن اکراه از مستقلات عقليه به حساب می آيد. 2- هميشه مجازات اکراه شونده به اکراه کننده منتقل نمی شود و اين موضوع صرفاً در جرائم تعزيری صورت می پذيرد و در جرايم حدی اين امر موضوعيت ندارد.

پيشينهي تحقيق

در ارتباط با اين موضوع دو پايان نامه با عنوان «بررسی اکراه در قتل در حقوق کيفری ايران و اسلام» و «بررسی تطبيقی تأثير اکراه در حقوق کيفری ايران و لبنان» در دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان دفاع شده و موجود است که در تحقيق مزبور از اين دو پايان نامه استفاده شده است.

روش تحقيق

روش تحقيق عمدتاً به صورت کتابخانه ای بوده است لذا در اين تحقيق از اين منابع استفاده شده است.

سازماندهی تحقيق

اين تحقيق در سه فصل تشكيل شده است. فصل اول آن به کليات اکراه در دو مبحث و فصل دوم آن نيز هم در دو مبحث با عنوان تأثير اکراه در جرائم مستلزم حد و فصل سوم آن هم در دو مبحث با عنوان اثر اکراه در مجازات های مستلزم قصاص که هر يک از اين فصول از چند زير مجموعه (گفتار) تشکيل شده است.

 

مبحث اول

واژه شناسی

هر واژه‌ای دارای معنايست، و با به هم پيوستن واژگان است که در يک متن، ما انسانها می توانيم مفاهيم ذهنی خود را به يکديگر انتقال دهيم و بيان نمائيم که مقصودمان از اين نظم و ترتيب و آراستن واژه ها به دنبال هم چه است. از اين رو هر نويسنده ای می بايست برای هر چه بيشتر شناساندن معنايی که در عمق يک متن نهفته است، تا آنجايي که می تواند از کلمات واضح و ساده برای رساندن مقصود خود به مخاطب استفاده نمايد و حتی الامکان از به کارگيری واژگان ثقيل خودداری نمايد. اما گاهی اوقات نويسنده نيازمند است که برای تشريح يک موضوع از واژه ای خاص و مختصّ به يک شاخه يا رشتة علمی، که معمولاً در اجتماع کمتر رواج دارد استفاده نمايد. لذا در اين مورد لازم می آيد که برای هر چه بيشتر به ذهن آشنا کردن آن واژه قبل از پرداختن به اصل موضوع، توضيحاتی در مورد آن واژه داده شود. حال، هدف اين است که در گفتار اول اين فصل به توضيح مختصری از واژة اکراه از ابعاد مختلف شاخه های علم حقوق، عرف و اصطلاح بپردازيم.

گفتار اول : اکراه در لغت و اصطلاح

الف- اکراه در لغت

اكراه از ماده‌ي كره (به فتح و ضم اول و سكون ثاني) است[2]؛ هر چند اهل لغت نظر دارند كه كَره (به فتح) مفهومي غير از كُره (به ضم) دارد. (الكُره بالضم ما اكرهت نفسك عليه و بالفتح ما اكرهك غيرك عليه تقول: جئتك كُرهاً وادخلتني كرهاً[3])؛ كره (باضمه)؛ آنچه نفس تو از آن كراهت دارد كره (با فتحه)؛ آنچه كه ديگري تو را بر آن كار وادار مي كند.

در تاج العروس از راغب اصفهاني نقل شده: (الكَره بالفتح المشقه التي تناول الانسان من خارج ممّا يحمل عليه بالاكراه و بالضمّ مايناله الانسان من ذاته[4])؛ كره (با فتحه) مشتقي است كه از خارج به انسان مي رسد و بر او با اكراه تحميل مي شود و كره (باضمه) كراهتي است كه از درون انسان را آزار مي دهد. اما علاوه بر تعاريفي كه اهل لغت در زبان عرب از اكراه ارائه نموده اند در دايره المعارف فرهنگ فارسي معين نيز در معناي اين كلمه بيان گرديده كه:

«اكراه: ekrah ]ع.[ (مص م.) در معناي ناخوش داشتن، ناپسند داشتن كسي را به زور به كاري واداشتن، به ستم بر كاري داشتن. (اِ.) ناخواست، فشار و زور آمده است[5]

ب- اکراه در اصطلاح

اکراه از جمله کلماتی است که معنای اصطلاحي آن با معنای لغوی آن چندان تفاوتی ندارد.

معنای اين کلمه در نزد توده‌ي مردم و آنچه که در كتابهاي واژه شناسي به آن پرداخته شده است بسيار نزديك به هم است. استاد شادروان مرحوم دكتر سيدحسن امامي اكراه را چنين تعريف مي نمايند: «اكراه عبارتست از فشار مادي يا معنوي بر شخص تا او را وادار به انجام عملي نمايد. اعمال اكراه نسبت به اراده كننده، آزادي او را در سنجش نفع و ضرر موضوع اراده سلب مي نمايد. شخص مزبور در آن حال براي اينكه از نتايج وخيم اكراه خود را برهاند، تسليم مي گردد و اراده مي نمايد. ايجاد اراده بدين نحو مؤثر نبوده و مولد حق يا مسقط آن نمي باشد.»[6]

اجبار نيز تأثير نيروي خارج از سنجش مجرم است به طوري كه با جمع ساير شرايط آتيه مقاومت مجرم در مقابل آن عادتاً مقدور نمي باشد.[7] علاوه بر آن آقاي عبدالقادر عوده نيز در بيان عقيده ي گروهي از فقها مي‌گويد: «اكراه فعلي است كه انسان به سبب ديگري انجام مي دهد ولي رضايت او زايل و اختيارش معيوب مي گردد يعني به عملي كه از او خواسته شده وادار مي گردد، يا تحميل امري ناپسند است تا عملي را بدون رضايت خويش انجام دهد و يا اينكه اكراه اين است كه شخص توانا، مكَره را به مجازات هاي فوري كه انسان عاقل تحت تأثير آن، فعل، مكره به را انجام مي دهد تهديد مي نمايد به گونه اي كه مكره گمان قوي بر وقوع تهديد در صورت سرپيچي از فرمان مكره داشته باشد.[8]

يكي از محققين نيز در تعريف اجبار، اجبار را نوعي شديد اكراه يا اكراه در حدالجا تعريف مي نمايد و بيان مي دارد: «اجبار در كاري داشتن به معني مجبور بودن در انجام دادن آن كار است بي آنكه شخص مجبور از خود كوچكترين قصد و اختياري داشته باشد. در اين نوع اجبار، فعلي كه شخص به انجام آن وادار و مجبور شده، به حركات عضو مرتعش تشبيه مي شود. مثلاً كسي داراي دست رعشه داري است هرگز نمي تواند به اختيار خود آن را از جنبش باز دارد و با اختيار آن را بجنباند همواره، دست، اتوماتيك وار و به طور خودكار و بي اختيار به حركت ادامه مي دهد. در حقوق اسلامي هر گاه درباره ي اجبار سخن مي رود نوع ديگري از اجبار اراده مي شود كه اغلب آن را اكراه يا اكراه كامل يا اكراه شديد هم مي گويند[9]

گفتار دوم: جايگاه اکراه در متون فقهی و حقوق ايران

الف- اکراه در فقه اسلامی

اكراه در لغت به معني وادار نمودن و در اصطلاح فقهي عبارت از وادار كردن ديگري بر انجام يا ترك عملي كه از آن كراهت دارد: «حمل الغير علي ما يكرهه[10]»

اكراه از آن دسته كلماتي است كه معناي لغوي آن با معناي اصطلاحي آن نزد فقها چندان تفاوتي ندارد صرف نظر قيود، شرايط و اوصافي كه فقها براي اكراه و تحقق آن بر شمرده اند معناي اصطلاحي اين كلمه در نزدشان همان معنا و مفهوم مورد نظر اهل لغت است. يعني اكراه عبارت است از واداشتن ديگري به كاري كه بدان مايل نيست در صورتي كه همراه با تهديد باشد.[11]

شافعي در تعريف اكراه در كتاب الام مي نويسد: «الاكراه أن يصير الرّجل في يد من لايقدر علي الامتناع منه، من سلطانٍ او لص او متغلبٍ... و يكون المكره يخاف خوفاً عليه دلاله انّه ان امتنع من قول ما اُمر به يبلغ به الضرب المؤلم أو اكثر منه او اتلف نفسه[12].

اكراه آن است كه شخصي اسير دست كسي شود كه قادر بر مخالفت با او نباشد؛ خواه سلطان، سارق يا هر غلبه كننده اي باشد و شخص مكُره هراس داشته باشد كه اگر مخالفت ورزد، مورد ضرب شديد يا بالاتر از آن قرار گرفته يا كشته مي شود.

شمس الدين سرخي، از پيشوايان فقه و اصول حنفي در كتاب المبسوط در مقام تعريف اكراه چنين مي‌نويسد: «لااكراه اسمُ لفعلٍ يفعله المرءِ بغيره فينتفي به رضاه او يفسه به اختياره من غير ان تنعدم به الاهليه في حق المكره او يقسط عنه الخطاب[13]». اكراه نام كاري است كه شخص نسبت به غير خود روا مي دارد تا رضايت او را منتفي ساخته يا اختيارش را سلب كند؛ بدون اينكه اهليت كار و يا خطاب را از او بگيرد.

استاد عبدالقادر عوده در اثر معروف خود، التشريع الجنايي الاسلامي، پاره اي ديگر از اين تعاريف را گردآورده است. از جمله اين كه اكراه فعلي است كه به كسي تحميل شود؛ به نحوي كه سبب زوال رضا و فساد اختيار وي شود. يا اينكه اكراه فعلي است كه كسي با انجام آن در ديگري حالتي پديد آورد كه خود به خود او را به سوي انجام عمل مورد نظر سوق دهد و يا اكراه به منظور انجام عمل خاص تهديد به تحميل امري ناخوشايند است؛ به گونه اي كه رضاي شخص تهديد شده از بين رفته باشد نويسنده ي مزبور در تعريفي ديگر كه تعدادي از شرايط تحقق اكراه را در بردارد نيز چنين مي نويسد: اكراه تهديد شخصي است از سوي ديگري به تحميل شكنجه و آزار جسمي يا روحي؛ به گونه اي كه يك شخص عاقل براي رفع آن شكنجه و آزار از خود، اقدام به انجام عمل مورد نظر تهديد كننده بنمايد؛ مشروط بر اينكه شخص اكراه شده ظن غالب داشته باشد كه در صورت امتناع و مقاومت در معرض شكنجه و آزاري كه براي تهديد شده قرار خواهد گرفت.[14]

تعداد صفحه :116

قیمت : 14700 تومان

--------******

----

پشتیبانی سایت :        --------********        baharfile@zoho.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

--------  --------* --------

جستجو در سایت : کلمه کلیدی خود را وارد نمایید :

 
 

مطالب مشابه را هم ببینید

 

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های دانشگاهی است. مطالب مشابه را هم ببینید. برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید