دانلود پایان نامه ارشد روانشناسی : بررسی قدرت پیش­بینی خودکارآمدی تحصیلی توسط جو روانی اجتماعی کلاس

متن کامل پایان نامه مقطع ارشد روانشناسی گرایش عمومی

با عنوان : بررسی قدرت پیش­بینی خودکارآمدی تحصیلی توسط جو روانی اجتماعی کلاس

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

دانشگاه آزاد اسلامي

واحد ارسنجان

دانشکده علوم انسانی، گروه روانشناسي

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A. )

گرایش : عمومی

عنوان:

بررسی قدرت پیش­بینی خودکارآمدی تحصیلی توسط جو روانی اجتماعی کلاس و اضطراب اجتماعی در دانش­آموزان دوره دبیرستان شهر شیراز

استاد راهنما:

دکتر صغری استوار

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی شود

تکه هایی از متن به عنوان نمونه : (ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

مقدمه

مفهوم خودكارآمدی اولین بار به‌‌طور رسمی به‌وسيله بندورا (1977) به عنوان باوری كه شخص می‌تواند به‌‌طور موفقیت‌آميزي رفتار مورد نیاز برای ایجاد پیامدهایی اجرا كند، توصیف شده است. به عبارت دیگر، خودكارآمدی اطمینان شخص را نشان می‌‌‌دهدكه قادر است به‌‌طور موفقیت‌آميزي رفتار خاصی را انجام دهد (گودییانو و هربرت، 2003).

مطابق با نظريه بندورا[1](1986) اساسا” ناکارآمدي ادراک شده در مقابله با تهديد هاي بالقوه است که باعث هم اضطراب و هم رفتار اجتنابي مي شود. اجتناب افراد از فعاليت ها و موقعيت هاي تهديد کننده به دليل مقابله با اضطراب نيست بلکه به اين دليل است که آنها معتقدند که قادر به کنترل جنبه هاي تهديد‌کننده محيط نخواهند بود. آنهايي که خودشان را در کنترل تهديد کننده هاي محيطي کارآمد قضاوت مي‌کنند از تهديد کننده هاي موقعيتي نه مي‌ترسند و نه از آنها اجتناب مي­کنند، اما آنهايي که خودشان را در اعمال کنترل بر تهديد کننده هاي محيطي ناکارآمد احساس مي کنند با انواع پيامد هاي انزجاري مواجه مي‌شوند.

 

بندورا (1986) معتقد است که از طريق انعکاس شخصي، افراد قادر به ارزيابي تجارب و فرايند هاي شناختي خويش هستند. مطابق با اين ديدگاه، آنچه مردم مي­دانند، مهارت هايي که دارا هستند با آنچه قبلا” انجام داده اند هميشه پيش بيني کننده هاي خوبي از عملکرد هاي بعدي نيستند زيرا باورهايي که افراد درباره توانايي هايشان دارند به طور قدرتمندي بر روش هايي که آنان رفتار خواهند کرد تاثير مي­گذارد. در نتيجه چگونگي رفتار افراد هم تحت تاثير باورهاي آنان در مورد توانايي هايشان است و هم به وسيله اين باورها پيش بيني مي شود تا نتايج عملکردهاي قبلي آنان، اين بدين معني نيست که افراد مي توانند تکاليفي فراتر از توانايي هايشان انجام دهند. به دليل اينکه آنها معتقدند که مي توانند بلکه کارکرد شايسته مستلزم هماهنگي بين خودباوري ها از يک طرف و دارا بودن مهارت ها و دانش لازم از طرف ديگر است و چگونگي ادراک فرد از توانايي خويش به کاربرد مهارت هايي که دارد، کمک مي کند ( خير و استوار، 1386).

يكی از مهمترين جنبه­ها و حوزه­هایی كه موفقيت در آن تا حد زيادی منوط به داشتن خودكارآمدی بالا است، حوزه تحصيلی است. الیاس[2](2008) خودكارآمدی تحصيلی را اعتماد دانش­آموز نسبت به توانايی‌اش برای موفقيت در تكاليف مشكل می­داند. بندورا [3](1977) متقاعدسازی را حاصل قضاوت­های كلامی ديگران در مورد شخص می­داند كه می­تواند نقش مهمی در رشد كارآمدی وی داشته باشد. متقاعدسازی كلامی، به متقاعد كردن شخص از طريق يادآوری و برجسته كردن نقاط مثبت و قابليت­های موفق شدن در وی مربوط می­شود و معمولاً هم نتيجه بخش است. زيرا موفقيت­های يک شخص بيش از آن كه به توانايی‌های ذاتی وی بستگی داشته باشند، به ميزان تلاش وی وابسته است.

بندورا (1997) معتقد است افرادي که اضطراب اجتماعي بالايي دارند، اغلب احساس مي کنند که فاقد مهارت هاي خاص، توانايي ها يا ويژگي هاي لازم براي رفتار بين فردي و چگونگي واکنش به موقعيت هاي تهديد کننده هستند و در نتيجه آنان اغلب انتظار پاييني از موفقيت در موقعيت هاي اجتماعي دارند. به عبارت ديگر، بندورا (1997) معتقد است که سطح و قدرت کارآمدي افراد يا انتظاري که آنها مي­توانند بطور موفقيت آميزي رفتار مورد نياز براي ايجاد پيامد هاي مورد نياز اجرا کنند تعيين مي کنند که چگونه مقابله کنند، چه مقدار تلاش کنند و چه مدت اين تلاش را در برخورد با موقعيت تهديد کننده ادامه دهند.

اسکلنکر و ليري (1982) معتقدند که معمولا” افراد در موقعيت هاي اجتماعي تلاش مي­کنند که خودشان را به لحاظ اجتماعي به روش­هاي مطلوبي نشان دهند. براي مثال آنها تمايل دارند خود را به صورت افرادي شايسته، جذاب، درستکار و ارزشمند به ديگران نشان دهند. واکنش­هاي ادراک شده يا مورد انتظار توسط ديگران به عمل کننده بازخوردي در مورد اينکه آيا عمل کننده تاثير مطلوب در ديگران ايجاد کرده است را فراهم مي کند. اگر ديگران در يک سبک مناسب با تاثير مورد نظر عمل کننده پاسخ دهند در اين صورت عمل کننده در اجراي هدف خود موفق شده است. ولي اگر آنها چنين پاسخي را ندهند نشان دهنده عدم موفقيت عمل کننده است. افراد در موقعيت هاي اجتماعي زماني احساس ايمني خواهند کرد که (1) آنها هدفي براي ايجاد تاثير مطلوب روي ديگران نداشته باشند، بنابراين در اين صورت در مورد واکنش هاي ارزيابي ديگران نگران نيستند يا (2) آنها براي ايجاد تأثير مطلوب روي ديگران تلاش مي کنند و معتقدند که در انجام آن موفق خواهند شد. ولي در دامنة وسيعي از موقعيت هاي اجتماعي افراد چنين احساس امنيتي ندارند. اگرچه آنها ممکن است، بخواهند چنين تأثير مطلوبي ايجاد کنند. آنها ممکن است (1) درباره چگونگي انجام آن مطمئن نباشند، (2) باوري، که آنها قادر نيستند واکنش هاي مطلوب از سوي ديگران دريافت کنند. براي مثال، آنان ممکن است بخواهند بصورت فردي شايسته در موقعيت توسط ديگران ديده شوند، اما ترديد دارند که چنين اتفاقي رخ دهد. و (3) باوري، که آنها نمي توانند آنطور که مي خواهند بنظر برسند.

(براي مثال، آنها تصور مي کنند تا حدودي شايسته بنظر مي رسند در حالي که آنها مي­خواهند که بصورت افراطي شايسته بنظر آيند). اين شرايط منجر به ايجاد اضطراب اجتماعي مي شود. به عبارت ديگر، اضطراب اجتماعي زماني بروز مي کند که افراد براي ايجاد تأثير مطلوب روي ديگران برانگيخته مي شوند اما در مورد ايجاد اين تأثير ترديد دارند. ناتواني ادارک شده براي پيش بيني، کنترل و کسب پيامدهاي مطلوب، پيشايندهاي اصلي اضطراب در نظر گرفته شده است (براي مثال ، سيليگمن، 1975). همچنين اسکلنکر و ليري ( 1982) معتقد هستند که شرط ضروري اما نه کافي براي بروز اضطراب اجتماعي آن است که افراد براي ايجاد يک تاثير مطلوب روي ديگران بر انگيخته مي شوند. افرادي که چنين اهدافي در موقعيت ندارند نگراني خاصي در مورد ارزيابي ديگران نخواهند داشت و در نتيجه احساس اضطراب نخواهند کرد.

طی چند دهه گذشته چندین الگوی نظری برای تبیین مکانیزم­های اضطراب اجتماعی ارائه گردیده که برخی از این الگوها بر فرآیند شناختی تأکید دارند. الگوهای شناختی اضطراب اجتماعی بر این ایده مبتنی هستند که باورهای شناختی مانند «باورهای ناکارآمد» و «افکار غیرمنطقی» نقش مهمی در «علت» و «تداوم» اختلال اضطرابی ایفا می­کند.(بک[4] و همکاران، 1985).

گاهی اوقات توانايی­ها بر اساس نشانه­ها و علائم فيزيولوژيكی مورد قضاوت قرار می­گيرند. اين نشانه­ها دربرگيرنده علائم جسمانی ماننداضطراب و تنش هستند كه افراد در موقعيت­هايی گوناگون آنها را تجربه كرده و به طريقی متفاوت مورد تفسير قرار می­دهند. برای مثال، حضور در موقعیت­های اجتماعی، برای بعضی اشخاص بروز اين نشانه­ها را به دنبال دارد و باعث می شود كه وجود اضطراب را در خود نشانه ناتوانی و ضعف تلقی كنند و انتظار موفقيت در آ نها كاهش يابد، بنابراين در موقعيت­های اجتماعی به خوبی عمل نمی­كنند. مفهوم اضطراب اجتماعی يكی از اسم­هايی است كه برای ارجاع به اين پيامد و پديده شناختی احساسی-‌رفتاری مورد استفاده قرار گرفته است(زیگلر[5]،2005).

اختلال اضطراب اجتماعی یا فوبی اجتماعی به ترس آشکار و مستمر از موقعیت­های اجتماعی یا عملکردی اشاره دارد و از این باور فرد ناشی می­شود که او در این موقعیت­ها به گونه ای خجالت­آور یا یا تحقیرآمیز عمل خواهد کرد. افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بطور معمول از موقعیت­های ترس آور اجتناب می­کنند و بندرت خود را مجبور به تحمل موقعیت­های اجتماعی یا عملکردی می­نمایند، اما اگر با این موقعیت­ها روبرو شوند اضطراب شدیدی را احساس خواهند کرد. برای برخی از افراد تنها بخش کوچکی از موقعیت­های اجرایی از قبیل نوشتن یا صحبت کردن در جمع برای گروهی از شنوندگان ترس آور است، در حالی که برخی دیگر در دامنه گسترده­ای از عملکردهای عمومی یا موقعیت­های تعامل اجتماعی می­ترسند و طبیعی است که در هر کدام از موارد فوق «اضطراب اجتماعی» هنگامی بعنوان تشخیص مطرح می­گردد که این گونه ترس­ها بطور معناداری با عملکرد شغلی، عملکرد تحصیلی یا اجتماعی فرد تداخل پیدا کند. علاوه بر این شدت اختلال اضطرابی در کودکان و نوجوانان با افزایش مشکلات رفتاری مانند مدرسه­گریزی، فرار­از­خانه، افت­­ تحصیلی، اجتناب از بازی­های و فعالیت­های جمعی و دروغگویی همراه بوده است (رینگولد[6] و همکاران،2003).

یکی از متغیرهای موثر بر خودکارآمدی تحصیلی یادگیرندگان، جو روانی اجتماعی کلاس است. بررسی جو روانی – اجتماعی کلاس درس دانش­آموزان از جمله موضوعاتی است که همواره مورد توجه معلمان، مدیران، دست اندرکاران آموزش و پرورش و همچنین والدین بوده است. تحقیقی علمی در این مورد می­تواند به فراهم ساختن جو روانی- اجتماعی مناسب و مطلوب کمک کند.

کلاس به عنوان جامعه کوچک و فرعی از افراد متفاوتی تشکیل شده است که از نظر تجارب، فرهنگ، شخصیت، و … با هم متفاوتند. این افراد خصوصیات خود را به درون کلاس می آورند و به همین دلیل جو روانی- اجتماعی متفاوتی بر کلاسها حاکم است. بنابراین، تشکیل دهندگان جو روانی- اجتماعی کلاس معلم و دانش آموزانند که هدف عمده آنها آموزش و فراگیری است. پس برای آموزش و یادگیری لازم است که جو مطلوب و مناسبی درکلاسها دایر باشد. جو مطلوب و مناسب، روابط مثبت و هدفداری است که میان معلم و دانش آموزان در کلاس وجود دارد و دارای «کارآیی» است.

بنابراین، شناخت جو روانی- اجتماعی کلاس می تواند بازخورد با ارزشی برای معلمان فراهم کند؛ چون این عامل در ترک تحصیل، غیبت از کلاس، اندوه و افسردگی، اضطراب، مقاومت دانش آموزان در مقابل معلم، عدم رفاقت بین دانش آموزان در کلاس، عدم رضایت و علاقه به درس و یادگیری اثر دارد. بدیهی است که رهبری معلم در کلاس، نقش عمده ای در شکل گیری این واکنش ها دارد.

تعداد صفحه :131

قیمت : یازده هزار تومان

***

—-

:               info@elmyar.net

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  **** ***

جستجو در سایت : کلمه کلیدی خود را وارد نمایید :

 
 

مطالب مشابه را هم ببینید

 

فایل مورد نظر خودتان را پیدا نکردید ؟ نگران نباشید . این صفحه را نبندید ! سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های دانشگاهی است. مطالب مشابه را هم ببینید. برای یافتن فایل مورد نظر کافیست از قسمت جستجو استفاده کنید. یا از منوی بالای سایت رشته مورد نظر خود را انتخاب کنید و همه فایل های رشته خودتان را ببینید